على محمدى خراسانى

22

شرح منطق مظفر (فارسى)

تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ « 1 » ( روزى كه از مادر زاده شديد ، هيچ نمىدانستيد آنگاه از صفر شروع كرديد و خداوند متعال ابزار شناخت در اختيار شما گذاشت ، از قبيل چشم و گوش براى شناخت محسوسات و عقل براى شناخت قوانين كلّيه و جهان شمول ، و اينها ابزار شناخت شما از حقايق است باشد كه شكر نعمت بگذاريد ) . جناب مصنف هم به اين رأى تمايل دارند . با توجّه به اين مقدمه مىگوئيم : هنگامى كه كودك از مادر متولّد مىشود ، صفحهء ذهن و نفس و روح او از هرگونه فكر و انديشه و دانشى خالى است و بالفعل هيچ معرفتى از معارف را دارا نيست . صفحه جان و روان او همانند آئينه‌اى صاف است كه هيچ عكس و تصويرى در آن نيفتاده و نقش نبسته است و در اين مرحله ، غير از استعداد و قوّه و قابليّت فطرى و خدادادى هيچ ندارد . تمام سرمايهء او همين استعداد و آمادگى ، همراه با ابزار شناختى است كه خداوند حكيم در اختيار او قرار داده است . ولى همين كودك داراى حواسّ ظاهريه ، يعنى قواى بينايى ، شنوايى ، بويايى ، چشايى و بساوايى است كه به بركت آنها تدريجا به كسب معلومات حسيّه و آگهى از جهان محسوسات مىپردازد . يعنى چشم باز مىكند و كم‌كم با رنگهاى مختلف آشنا مىشود ، با صداهاى گوناگون آشنا مىشود ، به بركت قوهء لامسه ، سرما و گرما ، زبرى و نرمى اشياء را ادراك مىكند ؛ و و از هريك از امور و اشياء ، يعنى رنگها ، صداها ، مزه‌ها ، بوها و . . . اثر خاصّى را پذيرفته و عكس العمل مناسبى را در قبال آنها از خود بروز مىدهد . مثلا بعضى رنگها به چشم او جالب است و از رنگ سبز يا آبى خوشش مىآيد . در برابر صداها عكس‌العمل دارد . از بعضى مزه‌هاى تلخ يا ترش مشمئز مىشود و از مزهء شيرين منبسط مىگردد . همين‌گونه از بوها ، اجسام ، حرارت و برودت شاد يا ناراحت مىشود به دنبال آشنايى طفل با محسوسات ، پدر و مادر و ديگران به خوبى مىتوانند بفهمند كه نفس و جان كودك تا ديروز از فلان رنگ يا طعم يا بو خالى بود ، ولى حالا بدان مشغول شده و تصويرى از آنها در نفس خود دارد . نام اين حالت جديد را كه با حالت پيش از ادراك و احساس اين امور مغاير است علم حسى مىگذاريم . در خود ما هم تصوير مطلب بدين شكل است ، كه فرضا از جبهه و ميدان جنگ تا جبهه نرفته بوديم ،

--> ( 1 ) . نحل / 78 .